تو ساختی..... هزار خاطره ...... هزار بغض...... هزار اشک ...... یک شاعر....... و هزار غم بی پایان به راستی هنرمند قابلی هستی....
سلام افسانه جون. شما لطف داری
belladona
سهشنبه 5 دیماه سال 1391 ساعت 09:02 ب.ظ
واقعن شعرت خیلی قشنگه فاطی جونم اینجا هوا مه آلوده و نمی دونم چرا مه ها راه می رن قدرت خداو باور کن وقتی این شعرت رو خوندم هوس کردم برم پایین تو این هوا یه قدم بزنم احتمالا برم
هوای مه آلوود و سرد خیلی حال میده. یاده جاده عباس آباد افتادم . برو اگه حال داشتی جای منم قدم بزن. اون شب واقعن حالم خراب بووداا هم جسمی ،هم روحی.منی که اینقد از سرم و آنژیوکت این کوفت و زهرمارا بدم میاد خودم رفتم بیمارستان گفتم بابا من دارم میمیرم یه سرمی فشاری بساطی پرستاره فشار خونمو گرفت گفت:اووووه تو چطوری زنده ای؟فشار 6 بووود.
خلاصه صب پیاده اومدم خونه اونم زیر بارووون.واقعن حالم عوض شد .انگار هر چی گرد وغبار بوود از تنم شسته شد.واقعن همین حس و داشتم.اوه چقد حرف زدم
دقت کردی همه جا می گن بارون شست ! هیچ وقت نشده شاعری بیاد بگه باران گل آلود کرد .. بارون و دریا ، دو تا چیزن که همیشه ی همیشه ارام بخشن
آره.بارون مظهره پاکیه دیگه.نعمتیه واقعن ایشالا که همیشه بباره
masoomeh
چهارشنبه 6 دیماه سال 1391 ساعت 08:37 ب.ظ
سلام.شعرت خیلی قشنگه.اینجا برف اومده و میاد به شدت.میدونم بی ذوقیه .ولی از برف متنفرم.بیزارم ولی عاشق بارونم و مه
سلام عزیز .چطوری؟ برف باریدنش قشنگه .بشینی از پشت پنجره بیرونو نیگا کنی.وگرنه منم راه رفتن تو برف و دوس ندارم.واای یه بار من زمین خوردم تو برف لنگم رفت هوا جلو ملت یعنی آبروم رفت
belladona
چهارشنبه 6 دیماه سال 1391 ساعت 11:21 ب.ظ
سلام فاطمه جونم
تو ساختی.....
هزار خاطره ......
هزار بغض......
هزار اشک ......
یک شاعر.......
و هزار غم بی پایان به راستی هنرمند قابلی هستی....
سلام افسانه جون.
شما لطف داری
واقعن شعرت خیلی قشنگه فاطی جونم
اینجا هوا مه آلوده و نمی دونم چرا مه ها راه می رن قدرت خدا
و باور کن وقتی این شعرت رو خوندم هوس کردم برم پایین تو این هوا یه قدم بزنم احتمالا برم
هوای مه آلوود و سرد خیلی حال میده. یاده جاده عباس آباد افتادم .
برو اگه حال داشتی جای منم قدم بزن.
اون شب واقعن حالم خراب بووداا هم جسمی ،هم روحی.منی که اینقد از سرم و آنژیوکت این کوفت و زهرمارا بدم میاد خودم رفتم بیمارستان گفتم بابا من دارم میمیرم یه سرمی فشاری بساطی
پرستاره فشار خونمو گرفت گفت:اووووه تو چطوری زنده ای؟فشار 6 بووود.
خلاصه صب پیاده اومدم خونه اونم زیر بارووون.واقعن حالم عوض شد .انگار هر چی گرد وغبار بوود از تنم شسته شد.واقعن همین حس و داشتم.اوه چقد حرف زدم
فاطی من کشته ی اوون "وه" گفتنتم. مخلصیم. شعرت هم عالی. خودتم عالی. محشر بیست. درجه یک. آبجی. تاج سر
شما سروری...
اون گرد دلتنگی و باران و گرد غربت و اون نم نم موسیقی وار...یه تصویر ساز ی خوب و خالص ترین حس شعره از نظره من.
همیشه دلت زلاال مثه قطره های باروون
مرسی.
اصن دیدی وقتی آدم حس و حالش رو در قالب شعر یا متن میگه چقد سبک میشه.بعدش یه آرامشه خاص داری نه؟
ای جانم فاطی این هوا یه شعر کم داشت عزیزم.دستت درد نکنه.
قربونت یاسی جوون .قابل نداشت
دقت کردی همه جا می گن بارون شست ! هیچ وقت نشده شاعری بیاد بگه باران گل آلود کرد ..
بارون و دریا ، دو تا چیزن که همیشه ی همیشه ارام بخشن
آره.بارون مظهره پاکیه دیگه.نعمتیه واقعن ایشالا که همیشه بباره
سلام.شعرت خیلی قشنگه.اینجا برف اومده و میاد به شدت.میدونم بی ذوقیه .ولی از برف متنفرم.بیزارم ولی عاشق بارونم و مه
سلام عزیز .چطوری؟
برف باریدنش قشنگه .بشینی از پشت پنجره بیرونو نیگا کنی.وگرنه منم راه رفتن تو برف و دوس ندارم.واای یه بار من زمین خوردم تو برف لنگم رفت هوا جلو ملت یعنی آبروم رفت
الهی بگردم بچه م! واسه چی فشارت افتاده بود؟ مواظبت خودت باش مادر کاری نکن پاشم بیام اونجا کااااری نکن
نمیدونم والا چی بوود اصن .هر از گاهی فشارم میوفته اما به این شدت نه .اوووه بلادونا اینقد پوستم کلفته .بادمجونه بم هم آفت نداره
فاطی ی ی ی جونم کجایی؟ خوبی خوشگلم؟
خوبم عزیزه فاطی .ای من قربونه اون چشای تو که اولین نگاهت در اون فضای معطر هیچوقت یادم نمیره.