خیلی زیبا و دلی بوود و جاش رو توو دلها خووب باز کرد این متنت... . فاطی این متنها اونایی که مال خودته که هیچ ولی اونایی که از جایی بر میداری داخل گیوه بذار که امانتداری رعایت شده باشه. ضمنن این مدل ایتالیک و با فونت درشت نوشتنت رو دوست دارم. فقط توو اینجوری مینویسی
فاطمه
چهارشنبه 9 اسفندماه سال 1391 ساعت 11:57 ب.ظ
از کسی یادم نمیاد اینجا نوشته باشم.چشم اگه باشه حتمن. میدونی همیشه وقته غروب اونم کنار دریا این شعاع نر که اون وسط میوفته رو دوس داشتم.انگار دریا داره از غروب خورشید گریبان چاک میکنه.
یه عمو داشتم این مدلی بوود همیشه دس به یقه بود با خودش از دستت زن عموم.بعد همه ی لباس زیراش وسطش دوخته بوود
فاطمه
چهارشنبه 9 اسفندماه سال 1391 ساعت 11:58 ب.ظ
شعاع نر=شعاع نور
رویا
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1391 ساعت 11:57 ق.ظ
چه می کند این سکووت نبودنت...!
ویران می کند بودنم را...
یاسی
پنجشنبه 10 اسفندماه سال 1391 ساعت 02:04 ب.ظ
خیلی قشنگ گفتی فاطی.به دلم نشست .چندین بار خوندمش.غروب کنار دریا رو حس نکردم ولی غروب کارون هم باحاله.
ممنون.غروب کارون هم قشنگه،غریبه،صبووره،گرمه....
masoomeh
جمعه 11 اسفندماه سال 1391 ساعت 10:25 ق.ظ
سلام فاطی قشنگ بود و پر از دلتنگی.هر چند زیاد کامنت نمیزارم اما همیشه به وبلاگت سر میزنم و میخونم دیونگی هاتو. خوش باشه دلت نارنینم
سلام عزیزم..ایشالا همیشه سلامت باشی و لبت خندون...
آقا مام همچون معصومه خانووم میایم و دیوونگی هاتونو میخونیم اما نمیشه کامنت نذاریم دیگه و در این دیوونه بازی ها تشریک مساعی نکینم. این کامنتم در این راستا بوود لذا اینجوریهاست
به به چقد قشنگ بود، ساده و پر معنی ، مثل خودت، واقعا خودت سرودی؟ تو این همه استعداد داشتی و من خبر نداشتم !
ممنونم.
نه بابا یه عمه دارم میشناسیش که احتمالن اون سروده
عزیزم خیلی ی ی ی قشنگه
خیلی زیبا و دلی بوود و جاش رو توو دلها خووب باز کرد این متنت...
.
فاطی این متنها اونایی که مال خودته که هیچ ولی اونایی که از جایی بر میداری داخل گیوه بذار که امانتداری رعایت شده باشه.
ضمنن این مدل ایتالیک و با فونت درشت نوشتنت رو دوست دارم. فقط توو اینجوری مینویسی
گیوه = گیومه
از کسی یادم نمیاد اینجا نوشته باشم.چشم اگه باشه حتمن.
یه عمو داشتم این مدلی بوود همیشه دس به یقه بود با خودش از دستت زن عموم.بعد همه ی لباس زیراش وسطش دوخته بوود
میدونی همیشه وقته غروب اونم کنار دریا این شعاع نر که اون وسط میوفته رو دوس داشتم.انگار دریا داره از غروب خورشید گریبان چاک میکنه.
شعاع نر=شعاع نور
چه می کند این سکووت نبودنت...!
ویران می کند بودنم را...
خیلی قشنگ گفتی فاطی.به دلم نشست .چندین بار خوندمش.غروب کنار دریا رو حس نکردم ولی غروب کارون هم باحاله.
ممنون.غروب کارون هم قشنگه،غریبه،صبووره،گرمه....
سلام فاطی قشنگ بود و پر از دلتنگی.هر چند زیاد کامنت نمیزارم اما همیشه به وبلاگت سر میزنم و میخونم دیونگی هاتو. خوش باشه دلت نارنینم
سلام عزیزم..ایشالا همیشه سلامت باشی و لبت خندون...
آقا مام همچون معصومه خانووم میایم و دیوونگی هاتونو میخونیم اما نمیشه کامنت نذاریم دیگه و در این دیوونه بازی ها تشریک مساعی نکینم. این کامنتم در این راستا بوود
لذا اینجوریهاست
لذا تو همه کسی...
عکس جالبیه. منو برد به روزهای جنوب و غروبهای خلیج. چقدر دوس دارم حس اونوقتا رو
من جنوب رو خیلی دوس دارم.غروب دریاش،نخلهاش...خیلی حس خوبیه...
فاطی جونم کجایی چرا کم پیدا شدی مادر؟مواظب خودت باش عزیزم بوووووس
قربانه تو خواهر،عزیز،عسل...
سلامت باشی